مرتضى مطهرى
318
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آيا اگر حملهء تازيان نبود و حصارى كه موبدها كشيده بودند و استعدادهاى ايرانى را در آنجا محبوس كرده بودند همچنان باقى بود ، بوعلى و خيامى بود تا دانشنامه و نوروزنامه و هزاران كتاب ديگر را به زبان پارسى بنويسند ؟ اينهمه آثار به زبان عربى يا فارسى كه ايرانيان هوشمند به جهان عرضه كردند ، مولود همان حملهء تازيان و حصارشكنى آنها و آشنا شدن ايرانيان با يك فرهنگ مذهبى غنى بود كه علم را بر هر مسلمانى فريضه مىشمارد . درست مثل اين است كه بگوييم اگر در روز خورشيد نمىبود و حرارتش بر سر ما نمىتافت ما راحتتر كار مىكرديم ! در صورتى كه اگر خورشيد نبود ، روز هم نبود . اين دو جريان تنها محصول شكستن حصارهاى خارجى و به وجود آمدن دروازههاى باز نبود ؛ عامل ديگر برداشتن مانع تحصيلى از سر راه تودهء مردم ايران بود كه قبلًا اجتماع طبقاتى و رژيم موبدى به وجود آورده بود . اسلام اعيان و اشراف نمىشناخت و علم را به طبقهء روحانى و يا طبقات ديگر اختصاص نمىداد . از نظر اسلام موزهگر و كوزهگر همان اندازه حق تحصيل و آموزش دارد كه فلان شاهزاده . از قضا نوابغ از ميان همين بچه موزه گرها و بچه كوزه گرها ظهور مىكنند . برداشتن اين مانع داخلى و آن مانع خارجى سبب شد كه ايرانيان مقام شايستهء خويش را چه از نظر پيشوايى ساير ملل و چه از نظر شركت در بناى عظيم تمدن جهانى اسلامى احراز كنند . اسلام ، ايرانى را هم به خودش شناساند و هم به جهان ؛ معلوم شد كه آنچه دربارهء ايرانى گفته شد كه نبوغ و استعدادش فقط در جنبههاى نظامى است و دماغ علمى ندارد غلط است . عقب افتادن ايرانى در برخى دورهها از نقص استعدادش نبوده بلكه به واسطهء گرفتارى در زنجير رژيم موبدى بوده است و لهذا همين ايرانى در دورهء اسلامى نبوغ علمى خويش را در اعلى درجه نشان داد . رژيم موبدىِ استعدادكُش پيش از اسلام سبب شده است كه برخى خارجيان اشتباه كرده ، اساساً استعداد ايرانيان را تحقير كنند . مثلًا گوستاو لوبون مىگويد : « اهميت ايرانيان در تاريخ سياست دنيا خيلى بزرگ بوده است ولى برعكس در تاريخ تمدن خيلى خرد بوده است . در مدت دو قرن كه ايرانيان قديم بر قسمت مهمى از دنيا سلطنت داشتند شاهنشاهى فوق العاده